ماه جوجو
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 11:06
رمز میدم رمزش اسم جوجو, به انگلیش کوچیک ست . هر کی نمیدونه بپرسه
بی عنوان
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 11:06
امروز یه دور همی چند نفره با دوستان کودکی بود ... نتیجه گیری امشب من بر اثر بی خوابی
خاکستر نشین
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 11:06
خفگی رو تجربه میکنم . اسمش رو گذاشتم حس خاکستر,ی . مرز بین سیاهی و سپیدی. اهنگ هر روزم تقدیر ه ولی اهنگ این اوقات روزهای تاریک . بی حس میشم و تلخ .ریتم زندگی م کند میشه . پیاده روی های اختیاری اروم .
روزها و شبها
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 19:53
مثل قدیم نمی تونم از روز مرگی ها بنویسم . کلا عادت هر روزه نوشتن رو خیلی وقته فراموش کردم . روزها دیر بیدار میشم . فیلم میبینم کتاب میخونم اما بیشتر فیلم . منتالیست رو تموم کردم و بریکینگ بد رو تازه شروع کردم . تلویزیون خونه هم فقط روی کانال های کارتونه مگر شوهر بیاد و اخباری گوش بده . من هم معتاد س...
تغییرات
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 19:53
گاهی ادم با خودش میگه من از کی و کجا اینقدر تغییر کردم ؟ این سوالیه که این روزها خیلی از خودم میپرسم . تصمیمات جدید و مهمی گرفتم و شجاع شدم و عملیشون کردم و ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم کمک کردند و .... امیدوارم عاقبتش خوب باشه اما از شجاعت و تصمیمات خودم خوشحالم . به خودم میگم راضیم ازت + نوشته...
پوشش نسل من
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 20:18
امروز صبح شوهر تلویزیون روشن کرده بود . من هم در رفت و امد مثل همیشه صدا میشنیدم گفتم چه خبره باز؟گفت حجاب و عفافه . حالا نمیدونم هفته بود یا روز حجاب و عفاف ... حجاب و عفاف شاید از غریب ترین واژه ها تو جامعه امروز باشه . من هم مثل خیلی ادم ها معتقدم حجاب یه قضیه شخصیه و سلیقه ای ست و ربطی به کسی ند
شهرزاد و 1000 شب
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
درباره وبلاگ ساده ام.همچون خودم .نامم . زندگی ام .همچون خانه ام . دوستانم .همچون روز مرگی هایم.ساده بخوانم . به سادگی ِ زیبای تمام زن های این سرزمین .در خانه من رنگ و ریا نیست.ساده باشی دوستت خواهم داشت .
س
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
سلام دوستای گلم میدونم منو میبخشید چون میام وبلاگاتون رو میخونم و میرم. باور کنید ادم بدی نیستم وقت ندارم که ندارم که ندارم . اگر هم کسی بیاد نظربذاره که چرا برای خوندنوقتداری برای نظر نوشتن وقت نداری من تو دلم میگم راست میگی ها ولی نظرش رو تایید نمیکنم . خعیلی گرفتارم . نه این که بد باشه ها ولی واق...
سلام
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
سلام این پست رو به عشق همه دوستان مینویسم. به عشق ونوس و خونه جدیدش خواهر عزیزم و زندگی جدیدش و شمیم و ... و بانوی مهربانی که سعادت دارم فراتر از وبلاگها باهاش در ارتباط باشم از اقایون متاسفانه بی خبرم خوب باشید + نوشته شده توسط تک در جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵ و ساعت 1:21 |
مخلص
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
خدا رو شکر که یه ماه رمضون دیگه هم بودیم اما خدایی سخته یعنی دلم میخواد اونایی که میگن حیفه این ماه تموم شه بزنمشون اخه خاهر من برادر من ماه خوبیه درست عزیزه درست اما این خودشیرینی و پاچه خوری دیگه چه صیغه ست. حیفه تموم شه به خدا . من یکی با این همه یال و کوپال به خشکی خوردم . بی حال و بی انرژی نمی
راهی که رفتم
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
یه پیام از یه دوست عزیز منو به اینجا رسوند به یاد قدیم... اهل گله و شکایت و حسرت ایام نیستم . زمان میده و میگیره . با ارزش یا بی ارزش شانسه... من علی رو دارم . شیرینه اما پر از افسوسم میکنه . بعد از اومدنش اتفاق های زیادی افتاد. جدا از اتفاقات مربوط به بزرگشدن یه بچه چیزای دیگه عجیب و بد بود . تلخ و
گاهی ... از خودم
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
گاهی .... از خودم ... برای وفاداران به وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی سال 90 بود .همین موقعا . تو همین وبلاگ از دوستان وبلاگی نوشتم و ارزششون تو زندگیم . فرقی که الان با اون سال داره اینه که چند تا از همون دوستان اومدن تلگرام و شدیم رفیق باحالای همدیگه . از بعضی دوستان هم کمابیش با خبرم . بعضی هم کلا بی
ماه رمضان
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
ماه رمضون هم اومد و داره میره و روزه گرفتن تو روزای سخت و گرم . در مقایسه با قبل من دیگه اون ادم سابق نشدم و نخواهم شد . یه چیزی تو اعماق وجودم عوض شده . یه سرکشی و عصیان که گاهی غالب میشه و گاهی مغلوب اما کم کم و اهسته و پیوسته عوضم میکنه . گریه نمیکنم چه برسه به ضجه . بی تفاوتی احمقانه ای گریبانم
فراتر از وبلاگ ها
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
چند وقتیه با چند تا از دوستای قدیم وبلاگی ، تلگرامی در ارتباطیم . عالیه . بترکه چشم حسود و بخیل بسیار خوشحال و خوشبختیم . البته میدونم مرگ بر تلگرام درود بر وبلاگها . اما تکنولوژی خیلی بی رحمه چنان ریشه ت رو میزنه که مقطوع النسل میشی. اینا رو نگفتم که دلتون بسوزه . ما چون ادمای خیلی مهربونی هستیم تص...
اذهانی در ناکجا اباد
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
وبلاگ نویسی رو از چندین سال قبل شروع کردم . گرفتاری های زندگی گاهی اونقدر مشغولم میکرد که چند ماهی به وبلاگم سر نمیزدم اما چیز ارزشمندی که این فعالیت چند ساله نصیبم کرد دوستان خوبی بود که تو این مدت پیدا کردم . به لطف تکنولوژی رابطه مون از وبلاگ ها به تلگرام رسید و چقدر خوب و عالی و عزیزن . به این ف
دوراهی ها
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:36
از گفتگو خوشم میاد . این که ادم ها رو وادار به صحبت کنم و خودم هم حرف بزنم . اصطلاح فرهنگ گفتگو رو زیاد شنیدیم اما تو زندگی هممون جای خالی ش هست و حالا حالاها خواهد بود . گفتم .... خب اون چی گفت؟گفت .... میخواست بگی .... خب تو چی گفتی..... و معمولا اخرش اینه که طرف میگه گفتم.. و اومدم بیرون و یا گ